جمال رضايى
457
بيرجندنامه ( فارسى )
رنگارنگ جمع مىشدند . نوازندگان حرفهاى ( دهلى سازندهها ) آهنگهاى رقصهاى محلّى مىنواختند و بسيارى از مردان - بويژه جوانان - به رقص و پايكوبى مىپرداختند ، برخى از كشاورزان به درختهاى عنّاب « تاب » مىبستند و آويزان مىكردند و در برابر گرفتن انعامى آن را در اختيار ديگران مىگذاشتند كه « تاب بخورند » ( در برخى از خانهها نيز « تاب » مىبستند ) . فروشندگان دورهگرد انواع شيرينىها ، آجيلها و تنقّلات را براى فروش عرضه مىكردند . بهترين نوشابه آن روز « آب آلو » بود كه به فراوانى عرضه و مصرف مىشد . تخممرغ آبپز رنگكرده يكى ديگر از چيزهايى بود كه خريد و فروش و بازى با آن رونق داشت . برخى از پسران جوان با بازيهايى چون جفتكچاركش ( قزل خانم ) و گلولهبازى ( گلّهبازى ) سرگرم مىشدند و دختران جوان دم بخت « سبزه » گره مىزدند ، كشتزارهاى گندم و جو بهترين سبزه را براى اين منظور به آنان پيشكش مىكردند . دختران به اميد اينكه به زودى و در همان سال شوهر دلخواه خود را پيدا كنند سبزهها را با ظرافت بهم گره مىزدند و اين سرود را مى خواندند : سيزدهبِدَر sizde bedar : سيزده بهدر . * چارده بِتوُ carde betu : چهارده به تُو . سالِ دگِه sale dege : سال ديگر . * خُانِىِ شوُ xoneye su : خانهء شو ( شوهر ) . بچّه بِقَل bacce beqal : بچّه بغل . * هاكت كُتُو hakot kotu : هاكت كتو . هاكت كُتُو hakot kotu : هاكُت كُتُو . اجراى برنامههاى « سيزدهبدر » تا نزديك غروب طول مىكشيد و مردم پيش از آنكه هوا تاريك شود به خانههاى خود باز مىگشتند . با پايان يافتن روز سيزده و مراسم آن اجراى مراسم جشن نوروز پايان مىپذيرفت و از روز چهاردهم زندگى روال عادى خود را باز مىيافت . 8 - 1 - ميله mile : يكى ديگر از برنامههاى روز سيزده نوروز رفتن به « ميله » بود . اين واژه در گويش بيرجند به معنى خارج شدن از شهر براى هواخورى ، تفرّج ، گشت و گذار به اتّفاق دوستان و خويشان و نشستن در باغ ، باغچه ، كنار جو يا سايهء درخت و تنقّل كردن و غذا خوردن در آنجاست و